مرضیه میرزاپور| شهربانو، در روزهایی که مقاومت دربرابر متجاوزان حرف اول و آخر مردم است، برخیها دست به خلاقیت زدند و تلاش کردند صدای مردم را در فضایی بزرگتر انعکاس دهند؛ مردمی مانند ساکنان محله شهیدآوینی و محدوده گلشهر که مهر وطنپرستی را بر سینه خود زدهاند و در این روزهای پرالتهاب، یک تیم خبرنگاری از دخترهای باغیرت شکل دادهاند تا صدای محله خود باشند.
ریحانه نظری که در رشته فقه و مبانی دینی مشغول به تحصیل است، به عنوان نماینده جوانان محله در شورای اجتماعی محله شهیدآوینی فعالیت دارد. او درباره شروع به کار گروه میگوید: در شبهایی که مردم در خیابان کنار هم جمع میشدند و شعار میدادند، به میدان آمدم تا از آن لحظات بهیادماندنی عکس بگیرم و این اتحاد همگانی را برای نسلهای بعدی ثبت کنم، اما در این فعالیتهای رسانهای تنها بودم و گاهی سوژههای نابی را از دست میدادم؛ به همین دلیل به فکر افتادم که افراد فعال را درکنار خودم داشته باشم تا اتحاد مردم را بتوانیم بهتر ثبت و منتشر کنیم.
ریحانه موضوع را با یکی از دوستانش به نام فهیمه عطایی مطرح میکند و با استقبال او، تصمیم میگیرند فراخوان جذب نیرو برای تولید محتوای تصویری منتشر کنند. تعریف میکند: دختران مستعدی پای کار آمدند؛ فکر نمیکردم که چنین ظرفیتها و استعدادهای خوبی در محله داشته باشیم.
بعداز برگزاری چندجلسه با شناخت افراد و توانایی آنها، گروهی به نام «دیدهبان» تشکیل میدهند. او میگوید: از همان روزهای اول هرکدام مسئولیتی را به عهده گرفتیم و گزارشهای تصویری زیادی از محله و تجمعات شبانه ثبت کردیم. حتی در بیرون از محله هم وظیفهمان را انجام دادیم؛ مثلا به مناسبت روز دختر در میدان شهدا، مراسمی برگزار شد که از آن مراسم هم گزارشی تهیه کردیم.
ریحانه ادامه میدهد: یک هدف مشترک باعث شد ما گرد هم جمع شویم و آن دفاع از ایران است. تجمعات مردمی که عامل اصلی تشکیل این گروه است، افراد زیادی را با هم آشنا کرده است و حتی شاهد ازدواج حاصل از حضور در این تجمعات بودهایم.
نظری ادامه میدهد: احساس من به بچههای گروه، فهیمه عطایی، نرگس صبوری، فاطمه شکری، زینب رزاقی، محدثه کاری و محدثه نجفی، خواهرانه است و همه با صمیمیت درکنار هم هستیم و بیشتر اوقات با همفکری هم کارها را پیش میبریم. رئیس شورای اجتماعی محله شهیدآوینی، امیرحسین برومندفر نیز همیشه حمایتگر ما بوده است.
دختری شاد و پرانرژی پشت یک میز نشسته است و کنارش کارتی روی میز قرار دارد که روی آن نوشته شده: «رادیومحله». فهیمه عطایی متولد سال١٣٨٣ علاقه اش را درزمینه گویندگی و فن بیان پیدا کرده است. با او همکلام میشوم و از نوع فعالیتش میپرسم. او میگوید: یک شب مشغول عکاسی میان تجمعات بودم که با خانم نظری آشنا شدم؛ من با گوشی عکس میگرفتم و او با دوربین عکاسی. درخواست کردم عکسی هم از من بگیرد و همین موضوع باعث شد که با هم صحبت کنیم و از سوی او دعوت شدم به انجام یک کار رسانهای.
فهیمه از این پیشنهاد استقبال میکند و کار رسانهای رسمی شروع میشود. او میگوید: من با اشتیاق، به این قصد که صدای مردم را بشنوم، کار در این فضا را قبول کردم. اینجا هر شب با مردم مصاحبه میکنم و از شور و حالشان انرژی میگیرم.
او فضای گروه را دوستانه و همدل معرفی میکند و میگوید: مثل یک زنجیر به هم متصل هستیم و درکنار هم برای محله فعالیت میکنیم. این کار داوطلبانه را بهخاطر مردم خوب محله انجام میدهم.
دوربینبهدست برای پیداکردن سوژه دلخواه محو تماشای جمعیت است. لبخندی میزند و لنز دوربین را بهسمت دختری کوچک که چادر مادرش را محکم گرفته است، میچرخاند. فاطمه شکری بیستساله، ساکن محله شهیدآوینی و دانشجوی رشته کارگردانی است. نحوه آشناییاش با گروه را اینطور تعریف میکند: وقتی فراخوان تشکیل گروه رسانهای را دیدم، مشتاق همکاری شدم و در یک جلسه معارفه با دیگر دوستان آشنا شدم.
او قبلا هم تجربههایی درزمینه تولید محتوا داشته است؛ «قبل از پیوستن به گروه، برای محکزدن خودم و انجام پروژههای دانشگاهی، فیلم و مستندهای کوتاه تولید کرده بودم. مثلا درباره فرهنگ کتابخوانی یا درباره یک مترسک تنها در زمینهای کشاورزی گلشهر که در مسیر خانهمان است، فیلم کوتاه ساختهام.»
از نظر او کار رسانه چالش خاصی دارد: «کار رسانه سختیهایی دارد و صبر زیادی میطلبد. همین که باید همیشه در صحنه باشی تا لحظههای شکار از دست نرود، چالشبرانگیز است.»
فاطمه درباره گروه میگوید: ویژگی جذاب آن، همدلی و بهفکرهمبودن بچههاست و به امید خدا قرار است فیلمهای مستندی هم بسازیم که از دل محله بیرون میآید. ما باید به تغییر فضای محله کمک کنیم؛ مثلا خودم قبلا خجالت میکشیدم بگویم کجا زندگی میکنم، اما حالا با افتخار میگویم در گلشهر زندگی میکنم.
نرگس صبوری در رشته تولید محتوا تحصیل کرده و ساکن خیابان گلبو است. درباره آشنایی خود با گروه اینطور میگوید: ازطریق دوستم با خانم نظری آشنا شدم و به این گروه پیوستم. هدفم این بود که بتوانیم صدای ایران و مردم ایران و صدای حقیقت را به جهان برسانیم.
نرگس از شهیدمرتضی آوینی بهعنوان الگوی خود نام میبرد و میگوید: یکی از الگوهای من شهیدمرتضی آوینی است که او هم در جبهههای هشت سال دفاع مقدس، عکاس و تصویرگر جنگ بود و لحظههای ماندگاری به ثبت رساند. برهمیناساس دوست دارم عکاس رسانهای باشم.
محدثه نجفی نوجوانی است که در رشته علوم تجربی درس میخواند و در محله شهیدآوینی زندگی میکند. او به عکاسی، فیلمبرداری و خبرنگاری علاقهمند است و ازطریق دوستش با گروه آشنا شده است. جوانترین عضو گروه میگوید: به نظرم، اگر کسی به کار رسانه علاقه داشته باشد، کار در این گروه برایش سخت نیست.